راز بقا در بورس پرنوسان

دنیای اقتصاد - علی قاسمی : در ادبیات کلاسیک مالی، سرمایه‌گذار عقلایی کسی است که با وزن‌دهی به ریسک و بازده، به دنبال بیشینه‌سازی مطلوبیت مورد انتظار خود است. اما تجربه بازارهای مالی در شرایط جنگی و تنش‌های ژئوپلیتیک نشان می‌دهد که این چارچوب نظری، در عمل با محدودیت‌های جدی مواجه می‌شود. در چنین شرایطی، آنچه بیش از هر عامل دیگری رفتار سرمایه‌گذاران را شکل می‌دهد، نه محاسبات دقیق بازده، بلکه واکنش‌های روانی به نااطمینانی، ترس و احساس فقدان کنترل است. از همین‌رو، مدیریت ریسک به‌تدریج جای خود را به‌عنوان اولویت نخست سرمایه‌گذاری باز می‌کند و هدف کسب بازده به جایگاه دوم تنزل می‌یابد. در این شرایط، مدیریت و تنوع سبد در کنار نگه‌داشتن دارایی بدون ریسک نظیر وجه نقد می‌تواند کارساز باشد.
راز بقا در بورس پرنوسان
فراتر از محاسبات اقتصادی
تنش‌های سیاسی و نظامی برخلاف بسیاری از شوک‌های اقتصادی، تنها یک متغیر برون‌زا در مدل‌ها نیست، بلکه رویدادی است که در واقع، چارچوب و بنیان تصمیم‌گیری را مختل می‌کند. در شرایط جنگی، افق زمانی کوتاه‌مدت‌تر می‌شود، توزیع احتمالات آینده نامشخص‌تر از همیشه است و اطلاعات موجود، ناقص و گاه متناقض‌اند. این وضعیت، همان بستری است که نظریه مالی رفتاری آن را محیطی مستعد بروز سوگیری‌های شناختی می‌داند.

در چنین فضایی، سرمایه‌گذار به دنبال ریسکی که قابل اندازه‌گیری است نمی‌رود. بلکه اتفاقا با عدم قطعیتی مواجه می‌شود که قابل اندازه‌گیری نیست؛ عدم‌قطعیتی که نه‌تنها بازده سرمایه، بلکه خود امکان خروج از بازار یا نقدشوندگی دارایی‌ها را نیز تحت تاثیر قرار می‌دهد.

زیان‌گریزی،منفعت است!
یکی از مفاهیم محوری مالی رفتاری، زیان‌گریزی است؛ این ایده که افراد، زیان را شدیدتر از سود و بازده حس می‌کنند. به عبارتی ضرر برای سرمایه‌گذاران درد بیش‌تری نسبت به سود دارد. در شرایط عادی بازار، این سوگیری ممکن است به تصمیم‌های محافظه‌کارانه یا از دست رفتن برخی فرصت‌ها منجر شود. اما در شرایط جنگی، زیان‌گریزی به یک نیروی غالب تبدیل می‌شود.

سرمایه‌گذار در این شرایط، بیش از آنکه به سود احتمالی فکر کند، نگران زیان‌های بزرگ و جبران‌ناپذیر است. این تغییر تمرکز باعث می‌شود مدیریت ریسک به انتخابی عقلایی از منظر رفتاری تبدیل شود. حتی اگر به قیمت چشم‌پوشی از بازده‌های بالقوه تمام شود. به بیان دیگر، در ذهن سرمایه‌گذاری که سناریوی تنش نظامی را در ذهن خود تقویت کرده، «از دست ندادن» ارزشمندتر از «به‌دست آوردن» است.

فروپاشی توهم کنترل
در دوره‌های ثبات نسبی، بسیاری از فعالان بازار دچار نوعی توهم کنترل هستند؛ این باور که با تحلیل بهتر، اطلاعات بیشتر یا تجربه بالاتر می‌توان بر بازار مسلط شد. در شرایط نااطمینانی، این توهم به‌سرعت فرو می‌ریزد. رویدادهای غیرمنتظره، تصمیمات ناگهانی سیاسی و شوک‌های خبری، به سرمایه‌گذار یادآوری می‌کند که بخش بزرگی از متغیرها خارج از کنترل اوست.

از منظر مالی رفتاری، فروپاشی توهم کنترل معمولا با افزایش اضطراب و رفتارهای دفاعی همراه است. در چنین شرایطی، تمرکز بر مدیریت ریسک، نه نشانه ضعف، بلکه واکنشی طبیعی و حتی منطقی به درک محدودیت‌های فردی در برابر محیطی بی‌ثبات است.

همه در صف فروش!
شرایطی که در آن نااطمینانی غالب است، بستر مناسبی برای تشدید رفتار توده‌وار در بازارهای مالی فراهم می‌کند. وقتی اخبار منفی به‌سرعت منتشر می‌شود و آینده مبهم است، سرمایه‌گذاران تمایل دارند به رفتار دیگران نگاه کنند و از آن تبعیت کنند. این رفتار جمعی، به‌ویژه در بازارهایی با محدودیت‌های ساختاری، می‌تواند به قفل‌شدن معاملات و افزایش شدید ریسک نقدشوندگی منجر شود. در چنین فضایی، حتی سرمایه‌گذارانی که از منظر تحلیلی به ارزندگی دارایی‌ها باور دارند، ممکن است صرفا برای جلوگیری از گرفتار شدن در صف‌های فروش یا کاهش آسیب‌های احتمالی، به خروج از بازار یا کاهش وزن دارایی‌های پرریسک تن دهند. این تصمیم، بیش از آنکه مبتنی بر تحلیل بازده باشد، ریشه در مدیریت ریسک رفتاری دارد.

کوتاه‌شدن افق زمانی
یکی دیگر از پیامدهای روانی شرایط جنگی، کوتاه‌شدن افق زمانی سرمایه‌گذاران است. در حالت عادی، بسیاری از استراتژی‌های سرمایه‌گذاری بر مبنای افق‌های میان‌مدت و بلندمدت طراحی می‌شوند. اما نااطمینانی شدید، ذهن سرمایه‌گذار را به حال حاضر می‌کشاند. 

آینده دور، بیش از حد مبهم به نظر می‌رسد و وزن تصمیم‌ها به سمت بقا در کوتاه‌مدت متمایل می‌شود. به همین دلیل است که در آتش نااطمینانی، تر و خشک می‌سوزند و همه صنایع چه ارزنده و چه غیر ارزنده رفتاری مشابه دارند.

این تغییر افق، به‌طور طبیعی اهمیت مدیریت ریسک را افزایش می‌دهد. در شرایطی که نمی‌توان آینده را با اطمینان ترسیم کرد، حفظ انعطاف‌پذیری و کاهش آسیب‌پذیری پرتفوی، منطقی‌تر از تعقیب بازده‌های نامطمئن به نظر می‌رسد.

از منظر مالی رفتاری، عقلانیت مفهومی ثابت و جهان‌شمول نیست، بلکه وابسته به زمینه و شرایط تصمیم‌گیری است. آنچه در یک بازار باثبات، تصمیمی بیش‌ازحد محافظه‌کارانه تلقی می‌شود، ممکن است در شرایط خاص امروز بازار سرمایه ایران، رفتاری کاملا عقلایی باشد. کاهش ریسک، افزایش نقدینگی و پرهیز از تمرکز بالا، پاسخی سازگار به محیطی پر از نااطمینانی است. در این چارچوب، سرمایه‌گذاری که آگاهانه بازده مورد انتظار خود را فدای کاهش ریسک می‌کند، الزاما دچار خطای تصمیم‌گیری نشده است؛ بلکه در حال بهینه‌سازی تصمیم خود با توجه به محدودیت‌های شناختی و شرایط محیطی است.

سرمایه‌گذاری عاقلانه در عصر نااطمینانی؟
بازارهای مالی در شرایط جنگی، صحنه تقابل اعداد و احساسات‌اند. در چنین فضایی، نظریه‌های مالی رفتاری کمک می‌کنند تا بفهمیم چرا مدیریت ریسک، به‌طور طبیعی بر کسب بازده اولویت پیدا می‌کند. زیان‌گریزی، فروپاشی توهم کنترل، رفتار جمعی و کوتاه‌شدن افق زمانی، همگی عواملی هستند که سرمایه‌گذار را به سمت تصمیم‌های محافظه‌کارانه‌تر سوق می‌دهند.

در نهایت، شاید بتوان گفت در شرایط جنگی، موفق‌ترین سرمایه‌گذاران کسانی نیستند که بیشترین سود را به‌دست می‌آورند، بلکه کسانی هستند که کمترین آسیب را متحمل می‌شوند. در بازاری که آینده آن در ‌هاله‌ای از ابهام قرار دارد، بقا خود نوعی بازده است. راز بقا، مدیریت ریسک حتی با کاهش بازده و حفظ نقدشوندگی دارایی‌ها است.


این خبر را به اشتراک بذارید!

نظرات


برای ارائه نظر خود وارد حساب کاربری خود شوید