جوشش طلا با آتش ژئوپلیتیک

دنیای اقتصاد : از قرن ۱۸ میلادی، جهان غرب شاهد دگرگونی‌های سیاسی و اقتصادی بسیاری بوده است. در این میان، طلا در طول هزاران سال در تمدن‌های مختلف از اهمیت اقتصادی برخوردار بوده و در قرن ۱۹، زمانی که چندین کشور استاندارد طلا را به طور رسمی پذیرفتند، به اهمیت اقتصادی بین‌المللی دست یافت. با پیچیده‌تر شدن روابط جهانی، طلا جایگاه جدیدی برای اقتصادها و سرمایه‌گذاران یافته است. طلا در زمان وقوع بحران‌های اقتصادی و سیاسی، به‌عنوان پناهگاه امن سرمایه‌گذاری عمل می‌کند و همین موضوع بلافاصله در قیمت آن بازتاب می‌شود.
جوشش طلا با آتش ژئوپلیتیک
قیمت جهانی طلا در سال ۲۰۲۵ با رشد حدود ۶۴درصدی مواجه شد و بیشترین بازدهی سالانه خود را در نزدیک به ۵۰ سال اخیر به ثبت رساند. همچنین، قیمت این فلز ارزشمند تنها طی سه هفته ابتدایی سال ۲۰۲۶، بیش از ۶درصد افزایش یافته و در روزهای اخیر برای اولین بار از سطح ۴۶۰۰دلاری عبور کرده است.

شارژ طلا از ناآرامی
هم‌زمان با انتخاب دونالد ترامپ، نامزد جمهوری‌خواه آمریکایی، دخالت دولت ایالات متحده در مناسبات تجاری و سیاسی افزایش یافت و سطح نااطمینانی را به طرز چشم‌گیری افزایش داد. در اوایل سال ۲۰۲۵، اظهارات مبهم رئیس‌جمهور آمریکا در خصوص اعمال تعرفه‌های تجاری باعث شد که نگرانی افراد در خصوص وضع تعرفه بر واردات طلا افزایش یابد و تقاضای طلا در داخل مرزهای آمریکا اوج گرفت. در این شرایط، بسیاری از پالایشگاه‌ها و تاجران طلا، از اختلاف قیمت بین بازار شمش لندن و انبارهای بورس کالای نیویورک سود بردند. چشم‌اندازهای تعرفه‌ای حتی باعث شد انتقال نقره که پیش از این با کشتی انجام می‌شد، با هواپیما هم صرفه اقتصادی داشته باشد. هرچند کمی بعد، واردات طلا از تعرفه معاف شد.

با این حال، نااطمینانی‌های ژئوپلیتیک همچنان بر بازارهای جهانی سایه افکنده است. همچنان تهدید‌های تعرفه‌ای علیه بسیاری از اقتصادهای جهان، از جمله چین، هند و برزیل، ادامه دارد. همچنین ادعای دولت آمریکا در خصوص تغییر مالکیت گرینلند و تداوم تنش‌ها در خاورمیانه و دریای سیاه، نقش طلا را به عنوان دارایی امن پررنگ نگه داشته است. 

اقتصاد سیاسی طلا در دهه‌های اخیر از اهمیت بیشتری برخوردار شده است. در جهانی که نااطمینانی‌ها و رقابت‌های ژئواستراتژیک رو به افزایش است، طلا نه‌تنها دارایی اقتصادی، بلکه ابزاری حیاتی در سیاستگذاری امنیتی شمرده می‌شود. بر اساس مقاله «اقتصاد سیاسی بین‌الملل طلا» (رحیم‌دوست، ۱۴۰۴) کشورهایی که نگاه راهبردی به طلا دارند، می‌توانند جایگاه خود را در نظام مالی جهانی تثبیت کنند و در برابر تکانه‌های خارجی تاب‌آوری خود را حفظ کنند. 

بریتانیا نخستین کشوری بود که برای تثبیت اقتصاد جهانی، استاندارد طلا را به کار گرفت. این نظام باعث ایجاد ثبات قیمتی و کاهش احتمال بروز ابرتورم شد. با‌این‌حال، به دلایلی مانند جنگ، بحران، مشکلات ساختاری و تحولات اقتصادی، این نظام همیشه مورد استفاده قرار نگرفت. در سال ۱۹۴۴، اقتصاددانان در کنفرانس برتون‌وودز کوشیدند نظام پولی جدیدی را مبتنی بر توازن میان بازار جهانی آزاد و مسوولیت‌پذیری دولت‌ها پایه‌گذاری کنند، اما سلطه دلار و نبود سازوکار مؤثر تراز پرداخت‌ها موجب فروپاشی این نظام شد. پس از آن، بانک‌های مرکزی برای نخستین‌بار اعلام کردند که طلا همچنان نقش حیاتی در ذخایر ارزی خواهد داشت و می‌تواند در زمان بحران‌ها استفاده شود.

قیمت طلا از سال ۱۸۳۰، نوسانات زیادی را تجربه کرده است. از منظر اقتصادی، تقاضای مصرفی و سرمایه‌گذاری از دلایل اصلی افزایش قیمت طلا هستند. در شرایط بی‌ثباتی، افراد برای حفظ ارزش دارایی خود به خرید طلا روی می‌آورند. افزایش نرخ تورم نیز از عوامل کلیدی افزایش قیمت طلاست. زمانی که سطح عمومی قیمت‌ها بالا می‌رود، ارزش پول کاهش می‌یابد و سرمایه‌گذاران برای حفظ ارزش دارایی‌های خود، طلا را انتخاب می‌کنند. در چنین شرایطی، طلا به‌عنوان یک پوشش تورمی عمل می‌کند.

بنابراین، عوامل مختلفی ازجمله بازیگران بین‌المللی، سیاست‌ها و راهبردهای ارزی در کنار شرایط سیاسی و اقتصادی جهان، در تعیین ارزش طلا موثرند. این موضوع پیش‌بینی‌پذیری قیمت طلا را دشوار می‌کند و نشان می‌دهد که قیمت طلا تا اندازه زیادی به راهبردهای سیاستگذاران و شرایط جهانی وابسته است. 

تهدیدهای اخیر ایالات متحده و استفاده از انحصار دلار به عنوان ابزار چانه‌زنی، باعث شده که بسیاری از کشورها ذخایر طلای خود را افزایش دهند و سهم دلار را در دارایی‌های خود کاهش دهند. در همین راستا، اغلب کشورها، به ویژه اقتصادهای در‌حال‌توسعه، در حال خرید طلا هستند. همچنین برخی از کشورها مانند چین و روسیه، یک سازوکار مبادلاتی با پشتوانه طلا ایجاد کرده‌اند و تجارت خود را در مقیاس منطقه‌ای از طریق طلا صورت می‌دهند. با این حال، به دلیل راهبردی بودن طلا بین کشورهای عضو بریکس، آمار دقیقی از ذخایر طلای این کشورها در دسترس نیست. در همین راستا، شفاف‌سازی و انتشار آمارهای ذخایر طلا، ضمن تقویت اعتماد بازار، می‌تواند ابزار سیگنال‌دهی قدرت اقتصادی در سطح بین‌الملل باشد. علاوه بر این، هم‌زمان با افزایش چشمگیر قیمت طلا، کشورهایی که دارای ذخایر طبیعی هستند، باید با سیاستگذاری هدفمند، زنجیره  ارزش طلا را بومی‌سازی و امنیت عرضه آن را تقویت کنند.

طلا؛ در دست بانک‌های مرکزی
در سال ۲۰۲۵، کاهش نرخ بهره در اغلب کشورهای پیشرفته، یکی از عوامل اصلی رشد قیمت طلا بود؛ زیرا در شرایطی که نرخ بهره پایین باشد، هزینه‌فرصت خرید و نگهداری دارایی‌هایی مانند فلزات گرانبها، کاهش می‌یابد و جذابیت آن برای سرمایه‌گذاران افزایش می‌یابد. همچنین با کاهش نرخ‌های بهره که به‌عبارتی همان هزینه استقراض پول است، ارزش پول فیات بانک‌های مرکزی کاهش می‌یابد و همین امر نیز به رشد قیمت فلزات گرانبها کمک می‌کند. 

علاوه بر سیاست پولی بانک‌های مرکزی، این نهادها طی چهار سال گذشته، هر سال حدود ۱۰۰۰ تن طلا به ذخایر خود اضافه می‌کنند. هرچند طبق داده‌های جمع‌آوری‌شده از سوی شورای جهانی طلا، در سال ۲۰۲۵ رشد ذخایر طلا اندکی کاهش یافته اما همچنان نسبت به میانگین تاریخی، در سطوح بالایی قرار دارد. 

علاوه بر این، بسیاری از بانک‌های مرکزی جهان از جمله بانک مرکزی ایران، آمار دقیقی از ذخایر طلای خود منتشر نمی‌کنند یا مانند چین، در اعلام آن کم‌اظهاری می‌کنند؛ چرا که به دلیل محدودیت‌های تجاری و تحریم‌های آمریکا علیه ایران، روسیه و چین، این سه کشور بسیاری از مبادلات خود را با طلا انجام می‌دهند. بنابر‌این انتظار می‌رود که سطح ذخایر طلای خریداری‌شده توسط بانک‌های مرکزی، بیشتر از آمار اعلام‌شده باشد.

همچنین انتظار می‌رود در سال ۲۰۲۶ نیز این روند ادامه یابد؛ چرا که تحولات تجاری سال ۲۰۲۵ باعث شد کشورها ضمن کاهش سهم دلار از ذخایر خود، به سوی دارایی‌های امن پیش روند. طبق برآوردها، بانک‌های مرکزی در سال ۲۰۲۶ احتمالا ۷۵۵ تن طلا خریداری خواهند کرد. اگرچه این میزان خرید کمی کمتر از هزار تن سال‌های گذشته است، اما همین مقدار نیز می‌تواند موجب افزایش چشمگیر قیمت طلا شده و حتی مسیر رسیدن قیمت هر اونس طلا به ۶۰۰۰ دلار در سال ۲۰۲۸ را هموار سازد. 

با‌این‌حال، با وجود تداوم برخی محرک‌های پیشین قیمت طلا، اغلب تحلیلگران انتظار دارند که رشد طلا در سال ۲۰۲۶ کمتر سال ۲۰۲۵ باشد. البته پیش‌بینی‌هایی که در گذشته برای قیمت طلا در سال ۲۰۲۵ انجام شد، بسیار متفاوت از آنچه در واقعیت اتفاق افتاد، بودند. برای مثال پیش‌بینی‌هایی که برای قیمت طلا تا پایان سال ۲۰۲۵انجام شد، نشان می‌داد که قیمت طلا به ۲۹۷۵ دلار برای هر اونس خواهد رسید؛ اما در واقعیت، با توجه به افزایش تنش‌ها و ریسک‌های جهانی، قیمت طلا در پایان سال ۲۰۲۵ به ۴۳۱۴ دلار رسید.

سناریوی نزولی
روند بلندمدت قیمت طلا، تنها در صورتی شکل نزولی به خود می‌گیرد که عوامل بنیادی رشد از بین بروند. بنابراین، اگر تقاضای قوی بانک‌های مرکزی کاهش یابد یا این نهادها ذخایر طلای خود را به بازار عرضه کنند، امکان کاهش قیمت چشمگیر طلا وجود دارد. با‌این‌حال، انتظار می‌رود این نهادها همچنان به خرید طلا ادامه دهند.

از سوی دیگر، در صورت کاهش تنش‌های ژئوپلیتیک و تجاری، نقش طلا به عنوان دارایی امن کم‌رنگ‌تر می‌شود. هرچند به نظر نمی‌رسد به زودی توافقی بر سر تعرفه‌های تجاری صورت گیرد. به‌علاوه، مذاکرات بر سر جنگ اوکراین و روسیه، و همچنین مذاکرات در خصوص برنامه‌های هسته‌ای و موشکی ایران با غرب، همچنان بدون نتیجه باقی مانده است. در نتیجه، ریسک‌های سیاسی همچنان از رشد قیمت طلا حمایت می‌کنند.


این خبر را به اشتراک بذارید!

نظرات


برای ارائه نظر خود وارد حساب کاربری خود شوید