دنیای اقتصاد-محمد نعمتزاده: بورس در هفته گذشته با رشد شاخص کل و افت شاخص هموزن همراه بود. به نظر فعالان بازار سرمایه سایه ریسکهای سیاسی و احتمال تشدید تنشها، کماکان بر سر بازار است و زمانی که سایه این ریسکها کمرنگ شود، بازار میتواند برای یک روند صعودی آماده شود.
توان بازار برای صعود قدرتمند محدود شده است؟
شروین ورجاوند
شروین ورجاوند، کارشناس بازار سرمایه گفت: در بررسی وضعیت فعلی بازار سهام، نخست باید به رفتار شاخص کل توجه کرد. شاخص در هفتههای اخیر یک الگوی اصلاحی از نوع «سیپی درایو» را تکمیل کرده بود که هدف اولیه آن محدوده ۴میلیون واحد برآورد میشد. با این حال، بستهشدن شاخص در سطوح پایینتر و نفوذ آن تا حوالی ۳میلیون و ۹۲۰ هزار واحد، نشان میدهد کف الگوی مذکور بهطور موقت از دست رفته و همچنان میتوان انتظار تداوم فاز اصلاحی را داشت. از سوی دیگر، محدوده ۴میلیون و ۲۰۰ هزار واحد بهعنوان یک مقاومت جدی پیشروی شاخص کل قرار دارد؛ محدودهای که به دلیل تراکم عرضه و شکلگیری نشانههایی از الگوی بازگشتی، عبور از آن بهسادگی امکانپذیر نیست. در صورت افزایش فشار فروش در این سطح و از دست رفتن حمایتهای پایینتر، حتی سناریوی اصلاح تا محدوده ۳میلیون و ۵۰۰ هزار واحد نیز دور از ذهن نخواهد بود. از این منظر، دو سطح قیمتی ۴میلیون و ۲۰۰ هزار واحد بهعنوان مقاومت و محدودههای حمایتی پایینتر، برای مسیر آتی شاخص اهمیت ویژهای دارند. شاخص هموزن نیز از منظر تکنیکال وضعیت مشابهی را نشان میدهد. پس از شکلگیری الگوی سقف دوقلو، شاخص تا حوالی ۹۷۸ هزار واحد عقبنشینی کرده که این محدوده به دلیل سابقه مقاومتی گذشته، اکنون نقش یک حمایت مهم را ایفا میکند. در صورت شکست این سطح، امکان اصلاح بیشتر تا محدوده ۹۱۲ هزار واحد برای شاخص هموزن وجود خواهد داشت.
کارشناس بازار سرمایه به ارزیابی متغیرهای دیگر بازار پرداخت و گفت: در کنار تحولات قیمتی، ارزش معاملات همچنان یکی از متغیرهای کلیدی بازار است. طی یک تا دو هفته گذشته، میانگین ارزش معاملات روزانه در سطحی پایینتر از ۱۵ هزار میلیارد تومان قرار داشته که از منظر تحلیلی سیگنال مثبتی برای بازار محسوب نمیشود. تداوم این وضعیت در هفته پیشرو میتواند به معنای محدود شدن توان بازار برای یک صعود قدرتمند و حتی افزایش احتمال اصلاحهای بیشتر باشد.
با وجود آنکه از منظر بنیادی بسیاری از فعالان بازار بر ارزندگی سهام تاکید دارند، اما عامل تعیینکننده این روزها بیش از هر چیز به متغیرهای سیاسی و تنشهای ژئوپلیتیک بازمیگردد. تحولات مربوط به روابط ایران و آمریکا و بهویژه اخبار مرتبط با مذاکرات نقشی تعیینکننده در جهتگیری انتظارات بازار ایفا میکند. هر خبری که در این زمینه منتشر شود، میتواند مسیر کوتاهمدت بورس را مشخص کند.
در صورت ارسال سیگنالهای مثبت از مذاکرات و تعیین چارچوبهای روشن برای ادامه گفتوگوها، احتمال کاهش فضای ترس در بازار، افزایش ارزش معاملات و حرکت شاخص به سمت سطوح بالاتر وجود دارد. در مقابل، تشدید لحن تقابلی و مخابره اخبار منفی میتواند بازار را وارد فاز تدافعیتری کرده و اصلاحات مورد انتظار را تشدید کند. از این رو، نگاه فعالان بازار در مقطع فعلی بیش از هر زمان دیگری به تحولات سیاسی و نتایج مذاکرات دوخته شده است.
سه راهی بازار سرمایه
جواد مرادیان
جواد مرادیان، کارشناس بازار سرمایه گفت: بازار سرمایه در مقطع کنونی بیش از هر زمان دیگری تحتتاثیر ریسکهای برونزا قرار گرفته است. اگر بخواهیم وضعیت فعلی بورس را در یک جمله توصیف کنیم، میتوان از «بازاری برخوردار از ظرفیتهای ارزشی، اما در معرض شوکهای سیاسی» نام برد. تحلیل شرایط موجود بدون توجه همزمان به سه عامل تورم مزمن، بیثباتی نرخ ارز و تشدید ریسکهای ژئوپلیتیک تصویری ناقص از واقعیت ارائه میدهد. از منظر اقتصاد کلان، تورم بالای ۴۰درصد در کنار نرخ سود اسمی حدود ۲۳ درصد، به معنای تداوم نرخ بهره واقعی منفی است. در چنین فضایی، سرمایهگذاران بهطور طبیعی به دنبال داراییهایی هستند که بتواند نقش پوشش تورمی ایفا کند. بازار سهام بالقوه واجد چنین کارکردی است، اما این ظرفیت تنها در صورتی فعال میشود که ریسکهای سیستماتیک آن مهار شود.
واکنش بازارهای مالی به تحولات نظامی و ریسکهای سیاسی معمولا از مسیر افزایش انتظارات ریسک بروز میکند. تجربههای پیشین نشان میدهد هرگاه احتمال اندک درگیری مستقیم در ذهن فعالان اقتصادی پررنگ شود، معمولا سه پیامد همزمان افزایش نرخ ارز، رشد تقاضا برای طلا و کاهش عمق معاملات در بازار سهام مشاهده میشود.
با این حال، لازم است میان «احتمال وقوع تنش و جنگ گسترده» و «تداوم تنشهای تاکتیکی» تفکیک قائل شد. برآوردها حاکی از آن است که احتمال تنش مستقیم و فراگیر در افق کوتاهمدت پایین است، چراکه هزینههای اقتصادی و انرژیمحور آن برای هر دو طرف بسیار سنگین خواهد بود. در مقابل، احتمال تداوم فضای تنش و مانورهای بازدارنده در سطحی بالا، بیش از ۶۰ درصد ارزیابی میشود؛ سطحی از نااطمینانی که بهتنهایی برای بیثباتسازی انتظارات بازار کفایت میکند.
اثر این شرایط بر بازار سرمایه ماهیتی دوگانه دارد. صنایع صادراتمحور از افزایش نرخ ارز منتفع میشوند، اما همزمان با محدودیتهای نقلوانتقال مالی و ریسک تشدید تحریمهای ثانویه مواجهاند. در مقابل، صنایع داخلی از تورم اسمی سود میبرند، اما افت قدرت خرید مصرفکننده میتواند حاشیه سود آنها را تحت فشار قرار دهد. در نتیجه، بازار بیش از آنکه در مسیر یک روند صعودی فراگیر حرکت کند، در وضعیت چرخش بخشی قرار میگیرد.
وی به سناریوهای پیشروی بازار سهام پرداخت و گفت: در افق دو ماه آینده، میتوان سه سناریوی اصلی را برای بازار متصور بود. در سناریوی پایه با احتمال حدود ۵۰ درصد، تنشها در سطحی کنترلشده ادامه مییابد و شاخص کل در دامنهای نوسانی حدود منفی و مثبت ۵ تا ۱۰ درصد حرکت میکند؛ در این حالت، سهام دلاری عملکرد نسبی بهتری خواهند داشت. سناریوی منفی با احتمال ۳۰ درصد، ناظر بر بروز یک حادثه نظامی محدود یا تشدید لحن تقابلی است که میتواند به اصلاحی ۱۰ تا ۱۵ درصدی در شاخص و حرکت بازار به سمت نقدشوندگی و داراییهای امن منجر شود. در سناریوی مثبت و کماحتمالتر با وزن ۲۰ درصد، ارسال سیگنالهای دیپلماتیک کاهنده تنش میتواند زمینه رشد حدود ۱۰ درصدی شاخص و افزایش محسوس ارزش معاملات را فراهم کند.
جمعبندی آنکه بازار سرمایه در شرایط فعلی نهتنها تابع متغیرهای مالی، بلکه بهشدت متاثر از معادلات سیاسی و نظامی منطقه است. تا زمانی که سایه ریسک ژئوپلیتیک باقی بماند، روندهای بازار شکننده خواهد بود. با این حال، در صورت مدیریت تنشها و تثبیت نسبی بازار ارز، ظرفیتهای بنیادی شرکتهای بزرگ میتواند زمینهساز شکلگیری یک مسیر صعودی پایدارتر در بورس شود.
برای ارائه نظر خود وارد حساب کاربری خود شوید
نظرات